کوروش کبیر (529-580 قبل از میلاد) اولین امپراتور هخامنشی بود.او از هند تا
مصر را در اختیار داشت.پس از وی پسر بزرگش کمبوجیه بر تخت نشست البته لازم به ذکر
است که کوروش در صدد فتح مصر بود ولی مرگ امانش نداد و پسرش کمبوجیه راه وی را
ادامه داد و مصر را فتح کرد و پس از مرگ کمبوجیه داریوش بزرگ پادشاه لایق ایران شد
.وی در 7 آبان متولد شده است.قبل از تولد وی آژدهاک پدربزرگ مادری اش که پادشاه مادها
بوده است شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام آسیا
را غرق کرد.او تعبیر آن را از مغ ها(موبدان)پرسید و تعبیر این بود:از دخترت فرزندی می اید
که بر حکومتت(ماد) غلبه میکند.آژدهاک تصمیم گرفت دخترش را به بزرگان ندهد پس وی را
به کمبوجیه اول داد.ماندانا(مادرکوروش) از کمبوجیه باردار میشود و باز اژدهاک خواب میبیند
که از شکم دخترش درخت انگوری روییده که شاخه های آن تمام آسیا را گرفته است.تعبیر آن
را هم میپرسد و اینبار اینچنین میشود:از ماندانا فرزندی می آید که بر آسیا حکمرانی میکند
.او از یکی از فرماندهانش خواست تا کوروش را نابود کند ولی فرمانده گفت:1-بانو به این
کودک دل خوش کرده و راضی نمیشود2- شاه فرزند زیادی ندارد و بانو جانشین ایشان است و
اجازه کشتن فرزندش را نمیدهد پس گفت: او را به چوپانی از دربار میدهم تا او را در جنگل رها
کند......ولی چوپان اینکار را نکرد پس چند سال روزی که کوروش با دوستان شاهزاده اش
مشغول بازی بود یکی از آنها را به دلیل رعایت نکردن قواعد بازی تنبیه کرد پس وی را به
دربار خواستند و اژدهاک پس شنیدن ماجرا و عدالت طلبی کوروش به فکر رفت و استدلال
کرد که سن کوروش با فرزند گمشده ماندانا مطابق است و صورت وی همانند شاهان و پدران
کمبوجیه است سپس هویت وی را از چوپان پرسید و او هم واقعیت را گفت......پس کوروش به
دربار راه یافت و جانشین آژدهاک شد......
حال سرنوشت کشورگشایی های وی:
کوروش پس از برانداختن حکومت مادها و فتح آسیا صغیر سپاه خود را به سمت مرزهای
شرقی حرکت داد. با ادامه حرکت به سمت شرق، او سرزمینهای مسیر خود تا رود
سیحون ( آمودریا) را فتح کرد و پس از عبور از سیحون، به سی دریا در آسیای مرکزی
رسید و در آنجا به منظور دفاع از این مرزها در برابر هجوم قبایل کوچ نشین آسیای مرکزی،
شهرهایی با برج وباروی مستحکم و نیرومند بنا کرد.پس این پیروزی ها وی به فتح غرب
دست زد و ابتدا از بابل شروع کرد.اوضاع بابل به دلیل ظلم های حاکمشان نبونید
آشفته بود و موبدان(روحانیون)دین مردوک را به خرافات کشانیده بودند و مالیات سنگین
میگرفتند و مردم از این اوضاع ناراضی بودند پس هنگامیکه کوروش به آنجا لشکر کشید
با وی همکاری کردند.کوروش با آنها به عطوفت رفتار کرد،زندانیان را آزاد کرد و به مردم
بابل آزادی مذهب داد و مردوک خدای بابلیان را تایید کرد.پس از بابل به فکر فتح مصر افتاد
ولی ادامه فتوحات توسط پسرش انجام گرفت.لازم به ذکر است در قرآن هم با نام ذوالقرنین از
کوروش نام برده شده است و جای افتخار است که امپراطور ایرانی ما از انسان های
خاص الهی بوده است.......
و حیف که ما از او فقط به عنوان یک پادشاه هخامنشی یاد میکنیم...........کوروش حاک سرزمین ها
نبوده بلکه حاکم قلب هاست.....از منشور کوروش قوانین امروزی پدید آمده است....باعث
شرمساریست که منشور کوروش کبیر که متعلق به ایران است در موزه بریتانیای انگلیس
نگهداری میشود و آنها در اعزای پول ان را برای مدتی به ما داده اند........
واقعا خجالت داره و واقعا میشه بخودمون صفت ایرانی بودن بدیم؟ واقعا از کوروش خجالت
میکشم.....چه جوری میخوایم جوابشو بدیم که چرا از کشورش،از خاکش،از آثارش و
حتی از مقبره اش محافظت نکرده ایم؟
مقبره کوروش پشتش یه سده که تا چند سال دیگه موجب خرابی مقبره میشه ولی کی به کیه؟
آخه چرا اینقد ما پست شدیم؟ چرا هیشکی نمیگه این ایران که توش خونه ساختیم دست کیا بوده؟؟؟؟؟؟
